از ازل یاران به جز یاری نبود
در حضورش غیر دیّاری نبود
با مصمم کار او شایستهتر
هیچکس جز او به ابزاری نبود
حاکم مطلق به اسرار حیات
غیر او بر ما مددکاری نبود
ابتدا بر خلق افلاکش نمود
زان خلایق درک اسراری نبود
حکمتش بار دگر شد آشکار
بر ملائک فکر اقراری نبود
چون ملائک شکوه کردند از خدا
چون در آنان سیر افکاری نبود
خشم حق بر دامن آنان گرفت
بهر آنها پیش از این کاری نبود
هرکسی شایستۀ اسرار نیست
زین جهت عاقل به گفتاری نبود
مطلب از پنهان بگفتا «طیّبی»
بیش از این بینای ابصاری نبود